چرا سوداگران املاك به خون احمدي نژاد تشنه اند؟×
محسن مقصودي
يهودشناخت: شماره جديدِ ماهنامه فرهنگي تحليلي «راه» (كه توسط تحريريه دوره چهارم مجله سوره منتشر مي شود)، به مساله مسكن در ايران اختصاص يافته است. در ادامه، مقاله كوتاهي از اين ویژه نامه را مي خوانيم. در این مقاله، سه دليل در پاسخ به سئوالي كه عنوان مقاله است ارائه شده است.
--------
نيم نگاهي به تيتر روزنامه ها و خبرگزاري ها در چند ماه اخير، حاكي از تشويش ملموسي است كه در اذهان طيفي از افراد مرتبط با بازار مسكن رخ داده است! لبه تند اين اظهار نظرات، دولت نهم را نشانه رفته است كه به طور خاص پس از بروز گراني هاي مسكن در سال ۱۳۸۶، اقدام به «حضور جدی» در بازار مسکن کرده است. حضور جدی دولت در بازار مسکن نه به معنای وارد شدن به عرصه ساخت و ساز که به منظور بهره گیری از ابزارهای حاکمیتی، مديریتی و مالکیتی به منظور پاسخ نیاز به مسکن است. با این اوصاف، دولت جاي سازندگان مسكن را تنگ نكرده است؛ پس دليل اين همه مخالفت در چيست؟ دردنامه اي كه اكثر قريب به اتفاق اين افراد در قالب «نقدهای کارشناسی» به سیاست های دولت در بخش مسکن می سرایند، در نهايت به يك جا ختم مي شود و آن اينكه: "پس سهم ما در اين ميان چه مي شود؟" به راستي اين كدام سهم است كه سوداگران املاك، ناراحت از بين رفتن آن به دست دولت نهم هستند؟
سوداگران به كساني گفته مي شود كه به جاي سود متعارف توليد، با بهره گيري از تورم ريشه دار در بازار زمين، كسب سود مي كنند. طبيعي اين شرايط، زماني محقق مي شود كه سوداگران، مالكيت زمين را در اختيار خود داشته باشند. واگذاري زمين از سوي دولت هاي قبل به برخي سوداگران مسكن كه بعضا خود را به عنوان انبوه ساز معرفي كرده اند، مهم ترين سهم گم شده انبوه سازان در دولت كنوني است. وقتي كسي صاحب زمين باشد، به تبع، صاحب سود ناشي از افزايش قيمت تورمي زمين نيز خواهد بود و البته اين سود قابل چشم پوشي نيست، شايد حتي براي من و شما! حال اگر خانه اي هم بر روي اين زمين ساخته شود، قيمت تورمي زمين هم بخشي از قيمت سرسام آور مسكن خواهد بود كه متقاضي خريد بايد از عهده آن برآيد. اما وقتي بنا باشد كه سازنده بر روي زميني كه به صورت اجاره بهاي بلند مدت از سوي دولت به متقاضي نهايي واگذار شده، پروژه اي را احداث كند طبعا از تورم زمين هم سودي نخواد برد و اين سود به جيب متقاضي (مصرف كننده) مي رود.
تسهيلات بانكي هم بخش ديگري است كه دولت هاي قبل، بويژه دولت هشتم ارزاني اين گروه مي كرد. يعني سازنده با بهره گيري از وام هاي كم بهره دولتي، حاشيه سود خود را بالا مي برد. حال وقتي وام ساخت به جاي انبوه ساز به خود متقاضي اعطا شد، به تبع حاشيه سود هم به جيب متقاضي ميرود نه انبوه ساز. اين هم بخش ديگري از سهم گمشده سوداگران املاك است كه نصيب متقاضي شده است.
همچنين وقتي زمين متعلق به سازنده باشد، هزينه ساخت هم در اختيار سازنده قرار بگيرد، سود ناشي از احداث پروژه هم به جيب سازنده خواهد رفت. اما در شرايطي كه هم زمين و هم تسهيلات ساخت در اختيار متقاضي نهايي قرار مي گيرد در نتيجه سود احداث پروژه هم به جيب متقاضي خواهد رفت و نه سازنده. اين بخش سوم سهم سوداگران مسكن است كه به جيب متقاضي مي رود.
با اين اوصاف، سود ناشي از ساخت و ساز را شايد بتوان كماكان بالاترين سود در حوزه هاي مختلف اقتصادي كشور برشمرد، اما بايد قبول كرد كه وقتي كسي به سودهاي چندصد درصدي عادت كند، ديگر پذيرفتن سودهاي متعارف بازار برايش كمي دشوار خواهد بود و همين است كه سوداگران بخش مسكن را به خون كسي كه اين سودها را از جيبشان به جيب متقاضي (مردم)، انتقال داده، تشنه كرده است.
---------
* عنوان اصلي اين مقاله كه در شماره ۱۱ ماهنامه راه، خرداد ۱۳۸۸ منتشر شده است، «چرا سوداگران املاک به خون او تشنه هستند؟» است.
