تبليغاتX
یهود شناخت

یهود شناخت

وبلاگی در مورد يهود/صهیونیسم/فراماسونری/تئوری توطئه و ...

سیدحسن نصرالله: چه کسی جرات می کند سخنان احمدی نژاد را بگوید؟

چرا این سخنان رهبر حزب الله لبنان را باید در یک وبگردی اتفاقی پیدا کنم؟

سیدحسن نصرالله در کنفرانس حمایت از مقاومت-بیروت:
«هيچكس نبايد خجالت بكشد كه بگويد ما با ايران هستيم. ما هرگز از اينكه از ايران سخن بگوييم خجالت نكشيديم چرا كه صداي ايران امروز بلندترين صدا در جهان در مقابل اسرائيل و طرح صهيونيستي است. چه كسي جرات می کند در اجلاس سازمان ملل بايستد و آن چيزي را بگوید كه احمدي‌نژاد در مورد صهیونیسم و اسرائیل گفت؟»

این هم عین عربی عبارت جمله بولد شده بالا از سیدحسن نصرالله که به دوستی که با نام «نشانه» کامنت گذاشته اند تقدیم می کنم. البته من هم قدری ترجمه فارسی قسمت بولد شده را دستکاری کردم تا وفاداری دقیق تری به متن عربی داشته باشد، ولی به هرحال می بینیم که عبارت «جرات داشتن» که در ترجمه فارسی «پرس تی وی» نیامده است، در سخنرانی نصرالله هست:

«من يجرؤ ان يقف في مؤتمر للأمم المتحدة و يقول ما قاله الرئيس احمدي نجاد بحق الصهيونية و إسرائيل؟»
(به نقل از سایت المنار: http://www.almanar.com.lb/NewsSite/NewsDetails.aspx?id=86350&language=ar

منابع:
خبرگزاری مهر
سایت دولت یار

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 3:12  توسط حامد  | 

آقای کروبی! آیا دانستن را حق مردم نمی دانید؟


«آيا مکتب همان امام و ميراث همان اسلام نبايد سبب شود اين همه ظلم و جفا را ناديده نگيريم وقتي که مديران کيهان همسو با تهيه کنندگان برنامه هايي چون هويت به نويسندگان و روشنفکران اين سرزمين چون مرحوم دکتر عبدالحسين زرين کوب و مرحوم دکتر عباس زرياب خويي توهين مي کردند؟»

نامه مهدی کروبی به حسین شریعتمداری، روزنامه اعتماد، 12 اردیبهشت 1388

1- «توهین به مرحوم عبدالحسین زرین کوب»، اتهامی است که در سالهای گذشته، بارها و بارها، منتقدان به مجموعه مستند «هویت» آن را تکرار کرده اند. من نه از هویت تهیه کنندگان این مجموعه خبر دارم، نه وکیل مدافع آنها و مدیران کیهان هستم، نه محتوای این برنامه را دربست و به طور مطلق تایید می کنم، اما خوشبختانه بر خلاف بیشتر هم سن و سالهایم که ندیده، از «هویت»، غولی بی شاخ و دم در ذهن دارند، تمام قسمتهای این مجموعه را که جمعه عصرها از شبکه اول سیما پخش می شد، تماشا کرده ام. حتی خوب به یاد دارم که موسیقی تیتراژ پایانی این مجموعه، قطعه معروف آلبوم «باران عشق»، اثر ناصر چشم آذر بود.

درخواست و سئوالی که در اینجا از آقای کروبی و دیگرانی که توهین به مرحوم زرین کوب را بهانه می کنند دارم، این است که قدری از کلی گویی فاصله بگیرند و بگویند توهین مجموعه هویت به مرحومان زرین کوب و زریاب خویی به طور مشخص چه بوده است؟ چرا همیشه به صورت کلی، لفظ «توهین» را به کار می برند و وارد جزئیات این توهین نمی شوند؟

2- اما كساني كه اين مستند را ديده اند مي دانند گزاره اي که آقای کروبی و دیگر منتقدان هویت، بیان آن را توهین به مرحوم زرین کوب و زریاب خویی قلمداد می کنند چيزي نيست جز «فراماسون بودن عبدالحسین زرین کوب و عباس زریاب خویی». اگر غیر از این باشد، منتقدان هويت باید مشخص کنند چه توهین دیگری به این دو نفر، در مجموعه هویت صورت گرفته است که البته مشخص نخواهند کرد! و حالا جای این سئوال وجود دارد که چرا از نظر اینان، فراماسون نامیدن زرین کوب و زریاب خویی، توهین به آنها است؟

در جواب سئوال اخیر می توان گفت در یک صورت فراماسون نامیدن این دو نفر، توهین به آنها است؛ در صورتیکه چنین اتهامی نا به جا و بدون سند و مدرک بوده باشد. اما وقتی در اثبات این ادعا، سند و مدرک وجود دارد چرا بیان آن توهین به حساب آورده مي شود؟ آیا اگر افرادی تاثیر گذار، عضو سازمانی بدنام بودند که به توطئه علیه منافع مردم مشغول است، اشکالی دارد که مردم از عضویت آنها در این سازمان مطلع شوند؟ آیا آقای کروبی، دانستن را حق مردم نمی دانند؟

3- در مورد فراماسون بودن عبدالحسین زرین کوب و عباس زریاب خویی، اسناد فراوانی وجود دارد که در ادامه به چند مورد آن اشاره می کنم:

اسناد مربوط به فراماسونر بودن عبدالحسین زرین کوب

- در بدو پیروزی انقلاب اسلامی، کمیته انقلاب اسلامی از منزل جعفر شریف امامی، نخست وزیر سابق و استاد اعظم فراماسونری، جستجویی به عمل آورد که در آن اسنادی از تشکیلات فراماسونری ایران کشف شد. این اسناد در سال 1358، دستمایه انتشار کتابی شدند به نام «فراماسون»، تالیف محمدرضا لاریجانی که انتشارات «بهروز فروردین» آن را منتشر کرد. در لیست اعضای لژ فراماسونری شریف امامی که در این کتاب منتشر شده است، نام آقای عبدالحسین زرین کوب دیده می شود.

- مرکز اسناد انقلاب اسلامی، که متولی رسمی نگهداری و حفاظت از اسناد ساواک است، در سال 1377 کتابی منتشر کرده است به نام «فراماسونرها، روتارین ها و لاینزهای ایران 1357-1333». در این کتاب، فهرست مفصل اسامی فراماسونرهای ایرانی به همراه مشخصات شغلی آنها و نام لژ يا لژهايي که عضو آن بوده اند ارائه شده است. در مقدمه این کتاب آمده است که این فهرست بر اساس تلفیق و ترکیب اسناد ساواک و فهرست تهیه شده توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی تهیه شده است.

در صفحه 256 این کتاب، نام عبدالحسین زرین کوب به شماره ردیف 1407 دیده می شود و جالب اینجاست که ایشان نه عضو یک لژ، بلکه عضو لژهای مهر، آفتاب و صفا معرفی شده است.

نکته اینکه، در برابر نام آقای زرین کوب در این فهرست، کد دو منبع دیگری که علاوه بر اسناد ساواک و فهرست وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، او را فراماسون معرفی کرده اند نیز دیده می شود. یکی کتاب «مکتب های فراماسونری و لیست فراماسونها»(۱) و دیگری جلد سوم کتاب «فراموشخانه و فراماسونری در ایران»، تالیف اسماعیل رائین که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی منتشر شده است.

اسناد مربوط به فراماسونر بودن عباس زریاب خویی

در کتاب سابق الذكرِ «فراماسونرها، روتارين ها و لاينزهاي ايران»، صفحه ۲۵۶، رديف ۱۴۰۴ فهرست، نام عباس زرياب خويي را مي بينيم، آن هم با عضويت در پنج ل‍ژ فراماسونري! لژهاي آفتاب،‌ صفا، مهر،‌ همايون و وفا.

همچنين در برابر نام زرياب خويي، كد سه منبع ديگر كه علاوه بر اسناد ساواك و فهرست وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي، او را فراماسون معرفي كرده اند، آمده است كه عبارتند از كتابهاي:
-«مکتب های فراماسونری و لیست فراماسونها»
-جلد سوم «فراموشخانه و فراماسونری در ایران»، تاليف اسماعيل رائين
- «اسامی تعدادی از فراماسونهای ایرانی»(۲)

پي نوشت:
۱- نام ناشر این کتاب، در كتاب «فراماسونرها،...» نیامده است. ناشر این کتاب، انتشارات وطن است كه در اسفند ماه ۱۳۵۷ آن را منتشر كرده است.
۲- نام ناشر اين كتاب،‌ در كتاب «فراماسونرها،...» نیامده است. ناشر این کتاب، «واحد تحقیقات فرهنگی و تاریخی» بوده است. بر اساس شنیده های بنده، واحد تحقيقات فرهنگي و تاريخي، يكي از زير مجموعه هاي وزارت كشور در اوايل پيروزي انقلاب بوده است.
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 5:4  توسط حامد  |