تبليغاتX
یهود شناخت

یهود شناخت

وبلاگی در مورد يهود/صهیونیسم/فراماسونری/تئوری توطئه و ...

هارون یحیی

هارون یحیی (عدنان اکتار)
بالآخره مرکز اسناد انقلاب اسلامی پس از سالها تآخیر، چاپ سوم کتاب «مبانی فراماسونری» را منتشر کرد. چاپ دوم این کتاب خواندنی، در سال 1376 انتشار یافته و به سرعت نایاب شده بود.
اگر مطالعه و تحقیق در مورد صهیونیسم را ضروری و مهم نمی دانید و  اگر رغبتی به پا گذاشتن در عرصه شناخت یهود ندارید، مطالعه این کتاب به طور حتم در تغییر دیدگاه شما مؤثر است.
در طرح روی جلد چاپ جدید کتاب، چیزی که توجه بنده را به خود جلب کرد نام «هارون یحیی» بود. من «گروه تحقیقات علمی ترکیه» را به عنوان مؤلف این کتاب به حافظه سپرده بودم. عنوانی که در چاپهای قبلی، روی جلد کتاب درج شده بود. اما چاپ جدید نام «هارون یحیی» را بر جلد داشت.
با مراجعه دوباره به چاپ قبلی کتاب، مطمئن شدم که نام هارون یحیی نه در روی جلد و نه در شناسنامه کتاب موجود نیست و گروه تحقیقات علمی به عنوان مؤلف، معرفی شده است. اما با اندکی جستجو بالأخره این اسم را در شناسنامه مستطیل شکل کتاب که فهرست نویسی بر اساس اطلاعات فیپا را نیز در آن می آورند یافتم. به طور حتم هارون یحیی سرپرست گروه تحقیقات علمی بوده است که در معرفی مؤلف کتاب چنین دوگانگی پیش آمده است.
بگذریم، اینها را گفتم که بگویم نام «هارون یحیی» برای من به شدت آشنا آمد و ناگهان به خاطر آوردم که او نویسنده کتاب «تاریخ ناگفته و پنهان آمریکا» نیز هست. کتابی خواندنی که اخیراً توسط نشر هلال، وابسته به مؤسسه فرهنگی موعود، منتشر شده است. کتاب اخیر، در مقدمه ناشر، بخشی از اثر بزرگ و جامع «هارون یحیی» با عنوان «نظم جدید ماسونیک» معرفی شده است. همچنین اشاره شده است که «هارون یحیی» نام مستعار «عدنان اکتار»، اندیشمند و نویسنده ترک است. بگذریم که متأسفانه بر روی جلد کتاب «تاریخ ناگفته و پنهان آمریکا» نیز تنها نام مترجم کتاب یعنی «نصیر صاحب خلق» درج شده است.
برایم خیلی جالب آمد که تا به حال دو کتاب بسیار مفید و افشاگرانه در مورد صهیونیسم و فراماسونری خوانده ام که هر دو یک نویسنده دارند و جالبتر اینکه او در کشوری زندگی می کند که نظام حکومتی اش تا مغز استخوان در چنگال صهیونیسم قرار دارد. به طور حتم او در انتشار آثار خود با مشکلات زیادی مواجه است و  سختیهای زیادی را تحمل کرده است. به نظر من وجود متفکرانی چون یحیی هارون (عدنان اکتار) در ترکیه و «روژه گارودی» و «روبرت فوریسون» در فرانسه، حجت را بر ما تمام می کند تا در شناخت و  معرفی توطئه های قومی که به تعبیر قرآن «شدیدترین دشمن مؤمنان» هستند کوتاهی نکنیم.
***
در اینترنت، به زبان فارسی جستجویی در مورد نام «هارون یحیی» کردم. به مطلب دندان گیری در مورد او برخورد نکردم. یکی دو سایت از او به عنوان قرآن پژوه ترک، در اخبار قرآنی خود یاد کرده بودند. اما یک نکته برایم جالب بود: او نویسنده کتاب «اقوام هلاک شده» (کتابی خواندنی در موضوع باستان شناسی قرآن) نیز هست.

این هم آدرس سایت اینترنتی او:
http://www.harunyahya.com
او در حال حاضر 49 سال بیشتر ندارد و هنوز خیلی وقت داریم تا او را به ایران دعوت کنیم، به مجامع علمی و دانشگاهی و رسانه ای کشورمان معرفی کنیم و در جنگ تبلیغاتی علیه صهیونیسم از او استفاده کنیم. چرا ما این کارها را بلد نیستیم؟ چرا دشمنان ما بلدند برای رسیدن به مقاصد خود از کوتوله ها چهره سازی کنند ولی ما از معرفی سرمایه هایمان عاجزیم؟

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 20:41  توسط حامد  | 

انیشتن

یکی از خوانندگان" یهود شناخت" در مورد محتوای وبلاگ چنین اظهار نظر کرده اند: "انیشتن هم یهودی بود، برای افکار سیاه شما متأسفم."منظور ایشان این است که نباید همه یهودیان را با یک چوب راند و یهودی مثبت و خوب هم داریم.
بحث در مورد یهودی خوب و یهودی بد، رابطه یهودیت با صهیونیسم و یهودیان ضدصهیونیست را به آینده موکول می کنم. در اینجا فقط می خواهم به این نکته اشاره کنم که اگر به وجود افرادی مثبت در بین یهودیان قائل باشیم، فردی همچون آلبرت انیشتن را به راحتی نمی توان به عنوان نمونه ای از این گروه معرفی کرد. به چند دلیل:

۱- "انیشتن" در سال ۱۹۳۹ میلادی در نامه ای به "روزولت"، رئیس جمهور آمریکا، نوشت و یادآور گشت که عنصر اورانیوم می تواند به یک منبع مهم انرژی تبدیل شود و اگر بمبی از این نوع در بندری منفجر شود، می تواند تمام بندر و پیرامون آن را ویران کند. بدین نحو بود که نه یکی، بلکه دو بندر، با خاک یکسان شدند. اگر چه انیشتن تنها امضا کننده نامه نبود، اما لکه این ننگ همواره بر دامان او می ماند. این نخستین بار بود که محققی در چنان سطحی، به تشویق و راهنمایی جباران برای استثمار سبعانه تر یافته های علمی دست زد. به گفته برخی، او در اواخر عمر، از نتایج به بار آمده در شگفتی بود؛ اما این، در قضاوت تاریخ نسبت به او تغییری نخواهد داد.(۱)
جالب این جاست افرادی که در لوس آلاموس آمریکا با انیشتن در ساختن بمب اتمی همکاری داشتند عمدتاً یهودی بودند؛ رابرت اوپنهایمر، ادوارد تلر، رفرمی، لئو زیلارد، لیز مایتنر، کلاوس فوخز، ژولیوس روزنبرگ، دیوید گرین گلاس، مارتین سوبل، هری گولد و پونتکوروو از این جمله اند.(۲)

۲- درست در زمانه ای که رژیم صهوینیستی جنایات فجیعی همچون دیریاسین و تل زعتر و کفرقاسم را می آفرید، هزاران فلسطینی را به کام مرگ می فرستاد و مشغول ویران کردن بیش از پانصد روستا در فلسطین بود، انیشتن "برای اسرائیل با زدن ویلن در مجامع عمومی اعانه جمع می کرد!!"(۳) 

۳- «انیشتن در کتاب خود، از اعراب فلسطین، با عنوان جانوران بی ارزش یاد می کند»(۴) فقط یک نژادپرست افراطی می تواند چنین دیدگاهی داشته باشد.

۳- در دنیایی که مالکان دستگاههای شهرت ساز، یعنی بنگاههای بزرگ مطبوعاتی و انتشاراتی، شبکه های رادیویی و تلویزیونی، استودیوهای فیلمسازی، خبرگزاریها و... اکثراً یهودی هستند نباید به راحتی مقهور شهرت یک فرد شد. "اگر از ما بپرسند بزرگترین دانشمند عصر جدید در جهان کیست؟ تقریباً بدون معطلی خواهیم گفت: انیشتن. در حالیکه اغلب نمی دانیم که شرح حال انیشتن و تئوری نسبیت او چگونه بوده است. اما خود انیشتن در مقدمه کتاب علم به کجا می رود نقش ماکس پلانک را در شکل گیری نظریه نسبیت بسیار اساسی و مهم می داند. چرا نام ماکس پلانک اینقدر ناگفته و مهجور مانده و انیشتن اینقدر مشهور است؟"(۵)

پی نوشت:
۱- پژوهه صهیونیت، جلد اول، صفحه ۴۰۲، ناشر: موسسه فرهنگی پژوهشی ضیاء اندیشه، زمستان ۱۳۷۶
۲- در این مورد به فصل "یهودیان بمب اتمی دارند" از کتاب خواندنی "فاتحین جهانی" نوشته لوئیس مارشالکو، ترجمه عبدالکریم گواهی رجوع کنید.
۳- تصویر آینده، صفحه ۶۹، نوشته شمس الدین رحمانی
۴- از متن پیاده شده سخنرانی شمس الدین رحمانی مندرج در جزوات سلسله جلسات "بازشناخت ماهیت و عملکرد صهیونیسم"، تهیه و تنظیم: دبیرخانه موقت اتحادیه بین المللی مقابله با صهیونیسم
۵- دایره چهارگوش، صفحه ۲۱، نوشته شمس الدین رحمانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 9:39  توسط حامد  |